X
تبلیغات
ضد پسرا غیر از یکی ..........

ضد پسرا غیر از یکی ..........

ضد احمقا که فکر میکنند خیلی زرنگن

خودم
مي خوام در مورو خودم يكم توضيح بدم

من آدم شوخ و با جنبه اي بالا  هستم خيلي پر انژري و فعالم تنوع پسندم و زود از  يه چيز خسته ميشم  چون مامانم و بابام شاغلن بيشتر كاراي خونمونو من و خواهر بزرگترم دو تايي انجام مي ديمالبته بيشتر كارا گردن اون ميوفتهمن ۱۷  و خواهرم   ۲۰سالشه 

و بيشتر اوقات با خواهرم جرو بحث ميكنيم و در مواقع ضروري هم ضربه هاي فني البته خواهرم خيلي قد ويه دنده است و من مجبور ميشم بزنمش با اينكه خيلي هيكليه و نسبت به سنش بزرگه اما من بازم از پسش بر مي يام كار سختيه و هركسي نمي تونه اما من مي تونم

چون من كونگ فو بازم با اجازتون البته تو رویاهام  

 و احساستم كاملآ كنترل شده و به موقع است و از آدم هاي شجاع . بي باك و قوي خوشم مي ياد

و از آدم هاي خيلي احساسي و آويزون متنفرم

عشق هر عشقي هم باشه يه حد و مرزي داره نبايد زياد توش غرق بشي

عاشق هنر هستم!! و مامانم هم هنرمندPainter يعني نقاش

و عاشق اينم كه با بچه ها (دوستام) بشينيم و گپ بزنيم و يا سر كلاس برقصيم

كل تابستون امسالم به علافي سپري شد عذر مي خوام ببخشيد گلاب به روتون روم به ديفار...گوه بود مني كه از مدرسه هيچ خوشي نديدم جز مسخره كردن معلماااااااااااا

يا اگه هم مي ريم شهر بازي چيزي حتما يه دعوايي ميشه خب كه گردش هم كفتمون ميشه

 

عيبي نداره بيخيال پنشنبه هفته ديگه يه عروسي داريم اميدوارم اين جبران كنه  اين همه بي كاري رو

نظر بذاريد يادتون نره

فعلآ باي ي ي يBalloons

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 18:49  توسط سامانتا   | 

 

بابا دم این عروسای جدید گرم.بهشون افتخار میکنم

 

 

 

اشك زن
 
 
يک پسر کوچک از مادرش پرسيد: چرا گريه ميکني؟ مادرش گفت: چون من زن هستم. پسر بچه گفت: من نمي‌فهمم. مادر گفت: تو هيچ‌گاه نخواهي فهميد. بعدها پسر کوچک از پدرش پرسيد که چرا مادر بي‌دليل گريه ميکنند؟ پدرش تنها توانست به او بگويد: تمام زنان براي «هيچ چيز» گريه ميکنند. پسر کوچک بزرگ شد و به يک مرد تبديل شد ولي هنوز نمي‌دانست که چرا زنها بي‌دليل گريه ميکنند.
بالاخره سوالش را براي خدا مطرح کرد و مطمئن بود که خدا جواب را ميداند. او از خدا پرسيد: خدايا، چرا زنان به آساني گريه ميکنند؟
خدا گفت: زماني که زن را خلق کردم ميخواستم او موجود به خصوصي باشد بنابراين شانه‌هاي او را آنقدر قوي آفريدم تا بار تمام دنيا را به دوش بکشد. و همچنين شانه‌هايش آن قدر نرم باشد که به بقيه آرامش بدهد و من به او توانايي دادم که در جايي که همه از جلو رفتن نااميد شده‌اند او تسليم نشود و همچنان پيش برود. به او توانايي نگهداري از خانواده‌اش را دادم حتي زماني که مريض يا پير شده است بدون اين که شکايتي بکند. به او عشقي داده‌ام که در هر شرايطي بچه‌هايش را عاشقانه دوست داشته باشد حتي اگر آنها به او آسيبي برسانند.
به او توانايي دادم که شوهرش را دوست داشته باشد و از تقصيرات او بگذرد و هميشه تلاش کند تا جايي در قلب شوهرش داشته باشد. به او اين شعور را دادم که درک کند يک شوهر خوب هرگز به همسرش آسيب نمي‌رساند اما گاهي اوقات توانايي همسرش را آزمايش ميکند و به او اين توانايي را دادم که تمامي اين مشکلات را حل کرده و با وفاداري کامل در کنار شوهرش باقي بماند. و در آخر به او اشکهايي دادم که بريزد. اين اشکها فقط مال اوست و تنها براي استفاده اوست در هر زماني که به آنها نياز داشته باشد.
او به هيچ دليلي نياز ندارد تا توضيح دهد چرا اشک ميريزد. خدا گفت: مي‌بيني پسرم، زيبايي يک زن در لباسهايي که مي‌پوشد نيست. در ظاهر او نيست و در شيوه آرايش موهايش نيست و بلکه زيبايي يک زن در چشمهايش نهفته است. زيرا چشمهاي او دريچه روح اوست و قلب او جايي است که عشق او به ديگران در آن قرار دارد
 
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:18  توسط سامانتا   | 

سلامی دوباره حالتون خوبه؟؟

من با اقا کامران آشتی کردم و به افتخار من یه وبلاگ ساخته که اونم از لطف خیلی زیادشه

وگرنه ما که  اینم ادرس وبلاگش حتما سر بزنید:http://hoshdarha8.blogfa.com/

خوب بی خیال حالتون که خوبه به سلامتی امیدوارم همیشه خوب باشید خوب بریم سر آپ امروز

ویژگی پسران

پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .


به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .

 


سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .

 


شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد

 


هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه اش.

 


"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم

...

نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن ! امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم مهر 1387ساعت 22:40  توسط سامانتا   | 

 



واسه اینکه وقتی سوار اتوبوس میشیم اگه صندلی ها هم خالی باشه میریم ته اتوبوس، تو ترافیک، چله تابستون، 1 ساعت سرپا وای میستیم، شاید بند کیفه دختره گیر کنه بهت.

واسه اینکه وقتی تو خیابون راه میریم، کافیه فقط یه دختری از کنارمون رد شه، گردن نیست لامسب( معذرت، آخه آدم عصبی میشه دیگه)، مثل جغد 180 درجه گردنه می چرخه.

واسه اینکه وقتی یه ماشین گیرمون میاد، پا میشیم میریم یه جایی مثله جردن، اونجا صد بار یه خیابون رو بالا و پایین میریم، 100 بار بوغ میزنمیو 200 بار ترمز، بعدشم میزنی به یه پیر زنه، اون موقع هستش که آخر روز میشه.اون لحظه آدم آرزو می کنه که بره تو توالت عمومی خودش رو دار بزنه.(ربطش رو به توالت عمومی خودت پیدا کن)

واسه اینکه وقتی میریم کوه، پشت دختره میری بالا از کوه، بعدش کم میاری و رنگت سرخ میشه و تازه می فهمی که دختره کوهنورد بوده

واسه اینکه وقتی حس غرورت گل میکنه میبینی دختره داره با یه پسره دیگه دعوا می کنه میری جلو، با پسره دعوا میکنی، بعدش که خوب کتکه رو خوردی می فهمی که یارو داداشش بوده

واسه اینکه وقتی یه دختر کنار پسره میشینه تو تاکسی، و پسره می خواد استفاده ی معنوی ببره، 10 برار مسیرش رو میره تا با دختره باشه، وقتی که دختره پیاده میشه، میره تو رویا، اون وقته که می فهمه به جای میدون ولیعصر، رسیده به تجریش. و وقتی که بر می گرده با تاکسی، می فهمه که تمام پولش رو داده به تاکسی قبلیه، و اونجا یکم مشتمال میبینه از راننده تاکسیه و بعدش فحشه که به خودش میده.

دخترجواني ازمکزيک براي يک مأموريت اداري چندماهه به آرژانتين منتقل مي شود.پس از دوماه، نامه اي ازنامزدمکزيکي خوددريافت مي کند به اين مضمون: «لوراي عزيز، متأسفانه ديگرنمي توانم به اين رابطه ازراه دورادامه بدهم وبايد بگويم که دراين مدت ده بار به توخيانت کرده ام ومي دانم که نه تو و نه من شايسته اين وضع نيستيم. من راببخش وعکسي که به تو داده بودم برايم پس بفرست.»باعشق:روبرت دخترجوان رنجيـده خاطر از رفتارمرد، همه آن عکس ها راکه 56 تا بودند، دريک پاکت گذاشته وهمراه با يادداشتي برايش پست مي کند، به اين مضمون: «روبرت عزيز، مراببخش، اماهرچه فکرکردم قيافه تورا به يادنياوردم، لطفاً عکس خودت راازميان عکسهاي توي پاکت جداکن وبقيه رابه من برگردان.»

 

کارایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن

 

-با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن......

 نزنن....after shave -از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و

-جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن....

-با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن...

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن...

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن....

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و چرت و پرت نگن...

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن....

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن....

تاشون قول ازدواج ندن.....Nتا دختر رفیق نباشن و به  N-در آن واحد با

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گ.ا  ندن.....

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن......

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن....

سالگرد ازدواج

۱) زن: عزیزم امید وارم همیشه عاشق بمانیم وشمع زندگیمان نورانی باشد.
۲) مرد: عزیزم کی نوبت کیک می شه؟

روز زن

۱)زن: عزیزم مهم نیست هیچ هدیه ای برام نخریدی یک بوس کافیه
۲)مرد: خوشحالم تو رو انتخاب کردم آشپزی تو عالیه عزیزم (شام چی داریم؟)


روز مرد

۱) زن: وای عزیزم اصلا قابلتو نداره کاش می تونستم هدیه بهتری بگیرم.
۲) مرد: حالا اشکال نداره عزیزم، سال دیگه جبران می کنی (چه بوی غذایی میاد)

40روز بعد از تولد بچه

۱) زن: وای مامانی بازم گرسنه هستی؟ (عزیزم شیر خشک بچه رو ندیدی؟

۲)مرد: با دهان پر(نه عزیزم ندیدم، راستی عزیزم شیر خشک چقدر خوشمزه است؟)

40 سال
 بعد
۱)زن: عزیزم شمع زندگیمون داره بی فروغ میشه ما پیر شدیم
۲)مرد: یعنی دیگه کیک نخوریم ؟

2 ثانیه قبل از مرگ

۱) زن: عزیزم همیشه دوستت داشتم
۲) مرد: گشنمه                                   



وصیت نامه
۱) زن: کاش مجال بیشتری بود تا درمیان عزیزانم می بودم و نثارشان می کردم تمام زندگی ام را!!
۲) مرد: شب هفتم قرمه سبزی بدید!

اون دنیا
۱)زن : خطاب به فرشته ی مسئول: خواهش می کنم ما را از هم جدا نکنید، نه... نه... عزیزم... خدایا به خاطر من...
(و سر انجام موافقت می شه مرد از جهنم بره بهشت
)
۲)مرد: خطاب به دربان جهنم: حالا توی بهشت شام چی میدن

  

 



+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 14:40  توسط سامانتا   | 

خیلی احمقی اونی که انقدر بی فرهنگو بی

شخصیته

 گمشو دیگه به وبلاگه من نیاااااااااااااااااا

 

دیگه نبینم اومدی به وبلاگه من

 

گمشووووووووووووو

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387ساعت 21:29  توسط سامانتا   | 

جوابی به ضد دخترا: 

 

تویی که انقدر ترسویی که حتی آدرستو برام نذاشتی من که اول به

شماها گفتم اگه جنبه دارید گمشید بیایید حتما تو از گروهه میکروبها

 

هستی بی جنبه بدبخت البته چرا بی جنبه من که  شوخی نکردم من

 

خیلی هم جدی گفتم که از گروه میکروبها متنفرم اگه جرات داری یه

 

آدرس بزار تا بهت بگم جوابتو به خودت بدم خیلی برام جالبه من که

 

گفتم منظورم با پسرای خوب نیست پس ممنون  به خاطر اینکه خودتو

 

معرفی کردی که از اون سگای ولگردی هستی که فقط خدا می دنه

 

کثافتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت آشقاللللللللللل

 

 

 

جوابی به *خودم*

 

مطمئن باش با این کامنتات  از من چیزی کم نمی شه برو دنبال نقص

 

خودت باش گلممممممممم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:24  توسط سامانتا   | 

حقو به کی میدید؟

سلااام دخملای گل امروز میخوام یه داستان براتون تعریف کنم. خیلی دوست دارم نظرتونو راجعه به این داستان بدونم .شما خودتون فکر کنید و ببینید واقعا مقصر اصلی کیه؟ و تو نظرات مطرح کنید. خیلی ممنــــــــــونـــــم

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچکس نبود یه پسرو دختره بودن که تو یه خیابوون زندگی میکردن یه روز پسره میره پیش دختره گیر میده که بیا با من دوست شو . دختره باهاش دوست نمیشه.پسره دوباره میاد کنه میشه دختره بازم دوست نمیشه .دوباره میاد شاخ میشه بازم دختره دوست نمیشه پسره هزارجوور منت میکشه .گل می خره . کادو میخره تا اینکه دختره دلش میسوزه باهاش دوست میشه.پسره هر روز که می گذشت بیشتر برای دختره کادو می خرید و همش براش ایمیلای عاشقونه میفرستاده تا اینکه یه روز دوست پسره به اینا حسودی میکنه میره به پسره میگه رفیقت با من لاو ترکونده . پسره هم با حماقت تمام این حرف دوستشو باور میکنه . میره پیش دختره میگه آبروتو میبرم . دختره هر چی میگه بابا من کاری نکردم پسره قبول نمی کنه تا اینکه پسره ی بد کار خودشو میکنه و شماره ی دختررو پخش میکنه تو مدرسشون.طفلکی دختره از همه جا بی خبر بوده تا اینکه هی مزاحمش میشدن هی زنگ میزدن به موبایلش تیکه می انداختن.اذیت میکردن و پسره میادو خودش به دختره میگه اینم اون آبرو ریزی که بهت گفتم و نمیدونسته که دختره ازش عاقل تره . دختره میره شمارشو عوض میکنه و الانم شمارشو به هیچ پسری نمیده و پسره تازه الان بعد از ۱ سال فهمیده دوستش بهش دروغ گفته که بین این دو تا رو بهم بزنه. الان پسره  دوباره میخواد با دختره دوست شه اما دختره قبول نمیکنه.چون دختره میدونه کسی که یه بار نامردی کرده و حرف دوست دروغ گوشوبه حرف اون ترجیح داده پسر خوبی نیست و در گردباد بی وفای غرق شده. حالا هم پسره داره میسوزه و مخش آبپز شده چون هم با دوستش دعوا کرده و هم دوست دخترش باهاش قهر کرده. هردوشونو از دست داد به خاطر حماقت خودش .

مشخصات یک پسر مثلآ باکلاس ایرانی

1.           موهای سیخ سیخی (همان طور که در عکس مشاهده می کنید.)

2.          برداشتن زیر ابرو - بالای ابرو-اینور ابرو- انور ابرو-وسط ابرو. به طوری که مثل نخ بشه و دخترای عزیز بتونن جوراباشونو با اون بدوزن.

3.          ورر رفتن با گوشی موبایل دسته دومشان. حاوی سیم کارت از نوع ۳ عدد ۱۰۰ تومانی(یکی بخر ۳ تا ببر)

4.          گذاشتن ریش به مقدار کافی (بابا بالاخره باید یه جوری فهمید اینا پسرن دیگه)

5.          شلوار شل و ول (مثل خودشون) که داره از پاشون می افته و ۱۰ بار جویده شده (از دهن اومده بیرون)اگه زانوهاش قدری پاره و روفو شده باشه بهتره.تذکر:شلوار هر چه قدر از بالا کوتاه تر باشه مفیدتره الف)در مصرف پارچه صرف جویی میشه.ب)دخترای عزیز می تونن یه شکم سیر بخندن

6.          به همراه داشتن یک هاپوی مفلوک و بیچاره که به متر کردن خیابوون ها عادت داشته باشه

7.          در آخر رفتن به درون چاه با سر

                             

فقط دختــــــــــــــــــــــــــــرخانومــــــــــــا رو عشقه

                                            

پسرای ایرانی نمی تونن ...

 با داشتن هيکلی ضايع تی شرت تنگ نپوشند و فيگور نگيرند!!
از کلاس پنجم دبستان سه تيغ نکنند !! جلوی مدرسه دخترانه نايستند و سيگار چاق نكنند !!
با ديدن يك فروند دختر جو زده نشوند و تيكه جواتی بار نكنند !!
پس از ورود به دبيرستان سيگاری نشوند و ادعای بزرگی نکنند !!
پس از يافتن اولين دوستی احساس مردانگی نكنند و به فكر ازدواج نيفتند!!
در مقابل دخترها احساس بامزه بودن نكنند و چرت و پرت نگويند!!

ادعای با معرفتی و با مرامی و خلاف سنگينی نكنند !!
كت و شلوار صورتی با پيراهن زرد نپوشند و كراوات قهوایی نزن !!
در آن واحد با هزار تا دختر دوست نباشند و به همگی قول ازدواج ندهند !!
احساس غيرتی بودن نكنند و را به راه به آبجی كوچيكه گير ندهند !!
 از ۹ سالگی پشت ماشين باباشون نشينند و ادعای درایور بودن نکنند !!
احساس خوشتيپی و خوشگلی نكنند و خود را دختر كش ندانند !!
در وبلاگشان فقط به دخترها لينك ندهند و فقط برای دخترها لوگو و تمپليت نسازند !!

                            

قابل توجه دخترای گل این آپ حرف نداره!! شما می تونین بعد از زدن پسرا در این قسمت..مهارتهای لازم رو کسب کنید و این عمل رو در هر جای دیگه هم انجام داده و لذت ببرید

مرسی دوستان که بازم بهم سر زدید موفق باشی گلام مرسییییییییییییییییییی

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:22  توسط سامانتا   | 

خصوصیات پسرها وقتی عاشق می شوند:


1-نوک دماغشون قرمز والبته بزرگ می شود وبه دماغ دختر مورد

 نظر اهانت می کنند.


2-حرف های قلمبه سلمبه می زنند وور ور وهرهر می خندند(که از

علائم جنون است)


3-اگر زمستان باشه گلوله برفی به دختر مورد نظر می زنند(که

الهی دستشون بشکنه)


4-اگر تابستان باشه بطری اب معدنی شان را سر دخترها خالی

می کنند


5-ادعا می کنند که از دختر ها بدشون می اید


اخه می دونید چیه؟ اگر این کارها را نکنند تابلو می شوند راستی

 

برام نتیجه اخلاقی این مطلب را بنویسید یه لب تاب به برنده اعطا

 

خواهد شد.(اگر برنده پسر باشد یه جوراب نشسته هم افزون بر

 

جایزه خواهیم داد)


سازمان شمارش بی نهایتان پسر های محترم(دور از جان)به عدد

 

575790975432780087664یک رقم اضافه کنید وبرای نفر بعدی

ارسال کنید

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir


سازمان شمارش اسکول شدگان
می دانید اگر پسر ها نبودند چی می

 شد؟


1-دیگه کی بود که دخترها مسخرشون کنه؟
2-دیگه کی بود که با دیدن دخترها دست وپایش شل بشود؟
3-دیگه کی بود که دخترها خرش کنند؟
4-دیگه کی بود که دخترها سرشون داد بزنند؟
5-دیگه کی بود که ساعت 7صبح مثل کشیکی ها دم در خونه دختر ها واسته؟(ونگهبانی بده؟)
6-دیگه کی بود که داداش دخترها به باد کتکش بگیره؟
7-دیگه کی بود که برای عشق دخترها بخونه؟
8-دیگه کی بود که بابا هر روز عین خر ازش کار بکشه؟
و......
حالا اگر دختر ها نبودند چی می شد؟
1-دیگه کی بود که به بابا مربا بده ؟
2-دیگه کی بود که پسرها را خمار کنه؟
3-دیگه کی بود که پسر ها سرکار بذاره؟
4_دیگه کی بود که حال پسر ها را بگیره؟
5-دیگه کی بود که عین فرشته مهربون که سر راه پینوکیو سبز شد اونو از دروغ گویی باز داره؟

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 

ههههههههه
 
خصوصیات پسرها وقتی عاشق می شوند:
1-نوک دماغشون قرمز والبته بزرگ می شود وبه دماغ دختر مورد نظر اهانت می کنند.
2-حرف های قلمبه سلمبه می زنند وور ور وهرهر می خندند(که از علائم جنون است)
3-اگر زمستان باشه گلوله برفی به دختر مورد نظر می زنند(که الهی دستشون بشکنه)
4-اگر تابستان باشه بطری اب معدنی شان را سر دخترها خالی می کنند
5-ادعا می کنند که از دختر ها بدشون می اید
اخه می دونید چیه؟ اگر این کارها را نکنند تابلو می شوند راستی برام نتیجه اخلاقی این مطلب را بنویسید یه لب تاب به برنده اعطا خواهد شد.(اگر برنده پسر باشد یه جوراب نشسته هم افزون بر جایزه خواهیم داد)
سازمان شمارش بی نهایتان پسر های محترم(دور از جان)به عدد575790975432780087664یک رقم اضافه کنید وبرای نفر بعدی ارسال کنید
سازمان شمارش اسکول شدگان
 
 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

اینم چند تا عکس از این پسرای مارمولک که فقط فکر و

ذکرشون این موبایلاشونه

 


 

 


 


 

 


 


 

 


 


 

 


 


 

 


 


 

 


 

 
 

حالا اینو باید اونایی بخونن که حسابی مایه دار هستن و دلشون میخواد از راه میانبر وارد دانشگاه بشن

 

قابل توجه کلیه مایه داران و سوسول های عزیز

می توانید هر جهنم دره ایی که خواستید دانشگاه قبول بشید و بعد با یه تلفن یا یه مقدار پول که از طریق چک واریز میشه به دانشگاه شریف راه پیدا کنید

نکته : تراول چک جهت سهولت دریافت وجه نقد توصیه میشود .

 

-اگه بچه مایه دار باشی احتمالا قبل از کنکور سوال ها به صورت بسته بندی شده و البته پاکنویس شده ئبا چاپ لیزری به دست شما میرسه

نتیجه گیری :البته ما که به سواد بالای شما شک نداریم ولی کار از محکم کاری عیب نمیکنه .

 

- در صورتی که از مایه داری نمیدونی چیکار کنی میتوانی اصلا در کنکور شرکت هم نکنی ولی مطمئن باشی که اسم شما در روزنامه قبولی ها هست .

نتیجه گیری:خریدن ریئس کل سازمان سنجش و ریئس دانشگاه به شما توصیه میشه.

 

-اگر ریئس دانشگاه مقاومت کردو نپذیرفت ...شما سوسول جان کافی است مادرتون بیاد و چند ساعت پشت درهای بسته با ایشون مذاکره کنه تا همه چیز حل بشه .

نتیجه گیری : خیلی بی تربیت و بی غیرتی....

 

-بعد از آن میتوانید در سر کلاس ها حاضر هم نشی و اصلا امتحان پایان ترم هم ندی ولی شاگرد اول باشی

نکته:نشست مادرتان با کلیه استاد های دانشگاه الزامی است.

نتیجه گیری : برای جلوگیری از بیماری تک به تک با مادرتان نشست کنند.

 

-و در آخر اگر از مایه داری در حال ترکیدن هستی اصلا توصیه میشه نه کنکور بده نه دانشگاه برو ....شرکت پست برات مدرک فوق دکترا را با پست سفارشی میفرسته.

نتیجه گیری: امان....امان....امان....هی بی پولیییییی

 

 

 

مهریه در اعصار مختلف

 

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها

نتیجه: دایناسورها منقرض شدند

عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی

نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها

عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر و گرز آهنی

نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی

عصر بخار: 300 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم

نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب

عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با به پول برسه

نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد

عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا

نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشه بهتره

نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟

حالا نتیجه گیری کلی کلی :

عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها

عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها

عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها

عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها

عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

ای ول به خودمون(خانم ها)

بابا ما این همه کار میکردیم خودمون نمیدونستیم....(اِاِههههههههههمم).....

 

حالا اینو باید اونایی بخونن که حسابی مایه دار هستن و دلشون میخواد از راه میانبر وارد دانشگاه بشن

 

قابل توجه کلیه مایه داران و سوسول های عزیز

می توانید هر جهنم دره ایی که خواستید دانشگاه قبول بشید و بعد با یه تلفن یا یه مقدار پول که از طریق چک واریز میشه به دانشگاه شریف راه پیدا کنید

نکته : تراول چک جهت سهولت دریافت وجه نقد توصیه میشود .

 

 

کارایی که پسرای ایرونی عمرا نتونن انجام ندن

 

-با داشتن هیکلی ضایع تی شرت تنگ نپوشن......

 نزنن....after shave -از کلاس پنجم دبستان سه تیغه نکنن و

-جلوی مدرسه دخترانه نایستن و سیگار چاق نکنن....

-با دیدن یک فروند دختر جو زده نشده و تیکه جواتی بار نکنن...

ـ پس از ورود به دبیرستان سیگاری نشده و گوز گوز نکنن...

ـ پس از یافتن اولین پشم در بدن خود احساس مردانگی نکنن و به فکر ازدواج نیفتن....

ـ در مقابل دختر ها احساس بامزه بودن نکنن و چرت و پرت نگن...

ـ ادعای با معرفتی و با مرامی وخلاف سنگین نکنن....

ـ کت وشلوار صورتی با پیراهن زرد نپوشن و کروات قهوه ای نزنن....

تاشون قول ازدواج ندن.....Nتا دختر رفیق نباشن و به  N-در آن واحد با

ـ از ۹ سالگی پشت ماشین باباشون نشینن و خوارومادر ماشین رو به گ.ا  ندن.....

ـ احساس خوش تیپی نکنن و خود را دختر کش ندونن......

و از همه مهمتر : پس از خوندن این مطالب جنبه خود را نشون نداده و مرام و با حالی خود را اثبات نکنن....

**************************************************

 

 

توصیه های کاربردی،مخصوص پسر هایی که زن گیرشون نمییاد

 

نکته :این مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه میشه.

1-اولین دختری که به تورتون خورد ازش شماره بگیرید (ولی چون در این کار استعداد ندارید و گند میزنید بهتره دور اینکار رو خط ِ قرمز بکشید)

2-اگه خواستید دختری رو زیر نظر بگیرید (که بیخود کردی) باید زیر چشمی طوری که متوجه شما نشه زیر نظرش بگیری.....

نکته:چون در این کار هم مثل مورد ِ (1) ..... ندارید ، بهتره عینک آفتابی تیره بزنید.

3-اگه دختری را دیدید که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنید

و به مورد ِ (1) مراجعه کنید...

نکته: قبلش دورو برتون رو یه نگاهی بندازید چون ممکنه یه دفعه ای یه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحیفتان را بچلونه

.4-به هر دختری که رسیدید سلام کنید و خود را بچه مثبت نشون بدید

ولی مواظب بعضی لنگه کفش ها باشید

5-اگه خواستگاری هر دختری رفتید و جواب رَد شنیدید نااُمید نشید، خواستگاری یکی دیگه برید گرچه بازم جوابِ رَد می شنوید.( پسر بايد پورو باشه...)

6-اگه یه دختری را خیلی دوست دارید ولی به شما محل نمی ده، با یه دختره دیگه بیرون برید طوری که اون شما را ببینه.....

نکته:که در این صورت نه تنها به شما دیگه محل نمی ده ، کفش هم نثارتان می کنه.....

7-تا می توانید سن ازدواج را ببرید بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سایه می رنجند اگرچه ریسکش خیلی بالا است, ممکن دیگه کسی بهتون دختر نده

چون ترشی هم تاریخ اِنقضا داره,تا یه حدی میشه تحملش کرد

نکته:در صورت موفّق نشدن در این مورد یه ظرف حتماً آماده کنید..حتماً میپرسی برای چی؟ خوب دیگه، برای ترشی.(ادم كه انقد خرفت نميشه)

8-اینقدر سرِ کوچه و خیابون ها کیشیک نکشید,که شاید شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنیدکه شاید در خونه شما هم بخوابه

نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟؟؟ اشتباه بگیرید واونم بخوابه و دیگه بلند نشه.که در این صورت(فاتحه مع صلوات)

9-اگه دانشجو(یا سرباز) هستید,از خوردن غذاهای اونجا جداً خود داری کنید..

.10-اگه قیافه نداری،اشکال نداره عوضش ماشین داری...چی؟!!ماشین نداری... اشکال نداره عوضش خونه داری....بازم چی؟!!!خونه هم نداری...خوب مشکلی نیست چون کار رو که داری بعدا میشه خونه و ماشین هم خرید.......

وای نگو که کار هم نداری!!! ترشی هم که اُفتادی، پس بهتره بری یه جایی خودت را گم و گور کُنی

یه توصیه : اگه قیافه نداری؛ نری... ابروهات را برداری،صورتت را تیغ بزنی، یکمی از لوازم آرایشی مامان جونت کش بری، همین جوری خوبی (فقط یکمی سرو وَضعت رو درست کن)

11-اگه از دوست دختر و هم دانشجویی به جایی نرسیدی چاره ای نداری جزء این که، بری سراغ همون دخترها فامیل...اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زیاد هم مشکل نیست، ولی... تویی که تو 7 آسمون یه ستاره هم نداری بازم کارت خیلی مشکله دیگه کمکی هم از دست من بر نمیاد

تنها لطفی که میتونم بکنم اینه که هلت بدم بری جلو، که در این صورت هم ممکنه از چاه در بیای و بیفتی تو درّه (خوب عوضش از دست یکی از سیریش های دنیا راحت می شیم)

12-اگه از هیچ کدوم ازموارد بالا به نتیجه نرسیدی حتماً مشکل از خودته بهتره بری پیش یه روانپزشک..... اگه اون گفت مشکلی نداری!!!خوب دیگه باید بگم ... پس بد شانس هستی، برو خودت را دخیل کن به یکی از این امازاده ها شاید حاجت بگیری(دیگه باقیش با خداست و ما هم دیگه دخالت نمی کنیم

خوب از این مسئله که بگذریم ....یه ذره هم از قالب مهربونیمون بیایم بیرون ....ببینم شما خجالت نمیکشین .......به سنگ پا گفتین زکی..... دیگه واقعا میخواستیم باهاتون قهر کنیم ولی یه چند نفری پا در میونی کردن و جور بقیه رو کشیدن ....ما هم که حسساسس ...گفتیم دیگه این بار هم کوتا بیایم ولی به جون دخترم اسمائیل دوباره نظرات اگه ۳رقمی نشه آپ نداریم ....دیگه هر تهدیدی بلد بودیم کردیم افاقه نکرد ..... از این به بعد خود دانی .... اینم یه آپ گنده چون فکر کنم تا سال دیگه آپ بعدی داشته باشیم

**********************************

 

 

ويژگيهاي پسران باکلاس

1) برداشتن ابرو به مقدار کافي!

 2) کشيدن سيگار به همراه چوب سيگار!

3) بحث در مورد انتخابات رياست جمهوري آمريکا! 4

) نگرفتن ناخن هاي انگشتان دست!

5) بي اطلاعي از تماشاي برنامه هاي تلويزيوني!

6) گوش دادن موسيقي بدون کلام! 7

) نوشيدن نوشابه هاي انرژي زا!

8) اظهار عدم تمايل به ازدواج! 9

) تظاهر به عصبي بودن

========================

اعتماد به نفس کاذب در پسران
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......

بچه مثبت قد متوسطي دارد با چشم هاي قهوه اي ( در مواردي چشم روشن هم ديديه شده است )

بچه مثبت فرق باز نمي کند ، ژل نمي زند ، هيچ وقت مدل تيفوسي و تن تني و ... را روي کله اش امتحان نکرده است . موهايش را به يک طرف سرش شانه مي کند و مي خواباند .

 بچه مثبت اگر کوسه نباشد ريش دارد ، اگر اهل ريش زدن باشد عمرآ ريش تنها يا خط ريش باريک يا پازلقي بلند را امتحان نکرده است .

 بچه مثبت پيراهن پارچه اي ساده مي پوشد ، گاهي چهارخانه و راه راه ، گاهي وقتها که غلظت آلاينده خلافش بالا بزند آستين کوتاه هم مي پوشد .

در بيشتر موارد شلوار پارچه اي راسته مي پوشد ، گاهي کتان و در موارد بسيار معدودي شلوار جين . او تا حالا شلوار هفت هشت جيب نپوشيده .

کفش هاي بچه مثبت از همين کفش هاي چرمي مردانه است ، گاهي هم کفش ورزشي مي پوشد ، اما نه در رنگ هاي اجق وجق .

 کمربند مي بندد و ساعت بند چرمي .

بچه مثبت کتاب مي خواند . هفته اي يکي دوتا هم نشريه مي خرد . گاهي وقتها شعر مي گويد يا داستان مي نويسد .

بچه مثبت خلاف نيست . پايش را از محله بيرون نمي گذارد . پاتوقش نه زير چراغ برق است ، نه سالن بدن سازي ، نه کافي نت . خيلي که دست از پا خطا کند مي رود کتابخانه يا ويدئو کلوپ .

کسي به بچه مثبت سيگار تعارف نمي کند ، پيشنهادهاي اين چنيني را هم رد مي کند . علي الاصول اهل خلاف ملاف نيست .

بچه مثبت گاهي عاشق مي شود . عاشق دختر دايي يا دختر خاله اش . از همان اول هم به ازدواج فکر مي کند . بلد نيست نامه عاشقانه بنويسد ، بنابراين از شعر زياد استفاده مي کند .

معدل بچه مثبت الف است . جزوه هايش مرتب و هميشه توي کلاس رديف اول مي نشيند . بچه مثبت فکر مي کند دودره يعني اتاقي که دو تا در داشته باشد !

***************************************

و حالا عشق از دیدگاه افراد مختلف جامعه

 

1.       عشق از دیدگاه  حاج آقا: استغفرالله باز از این حرفای بی ناموسی زدی. (جمله عاشقانه : خداوند همه جوان ها را به راه راست هدایت کند)

2.       عشق از دیدگاه دختر حاج آقا:  آه... یعنی می شه بدون اینکه بابام بفهمه من عاشق بشم؟ ( جمله عاشقانه : ندارد)

3.       عشق از دید یک ریاضیدان :  عشق یعنی دوست داشتن بدون فرمول. (جمله عاشقانه : آه... عزیزم به اندازه سطح زیر منحنی دوستت دارم)

4.       عشق از دیدگاه بقال سر کوچه: والا دوره ما عشق مشغ نبود که, ننمون رفت و این سکینه خانم رو واسمون گرفت آورد.(جمله عاشقانه: سکینه شام چی داریم؟....)

5.       عشق از دید اصغر کاردی (در زندان) : مرامتو عشقه,عشقی.(جمله عاشقانه : چاقو خوردتیم لوتی..)

6.       عشق از دیدگاه یک دختر مدیوم کلاس و کمی بی غم : آه  عزیزم کاش الان پیشم بودی , بغلم می کردی, سرمو میگذاشتم رو شونه هات....( جمله عاشقانه : دوستت دارم عزیزم....)

7.       عشق از دید مادر بزرگم :از این حرفای بد نزن , راستی این دختر اقدس خانم خیلی دختر خوب و با کمالاتیه , تازه تحصیل کرده هم هست . ( جمله عاشقانه : پاشو بریم خواستگاری....)

8.       عشق از دید.....( خودتون الان می فهمید کیو میگم) : عزیزم تو که عاشقمی چرا هزینه عمل کردن دماغمو نمی دی؟......واسه ناهار بریم سورنتو ....مرجان با دوستش هم قراره بیآد....دوست مرجان واسش یک ماتیز خریده (دوو منگل) .تو حتی حاضر نیستی واسه من که این همه دوستت دارم یک پراید بخری.....(جمله عاشقانه : عزیزم گوشی p910 i می خوام راستی دوستت هم دارم )

9.       عشق از دید کسی که بار اولشه عاشق میشه: عزیزم باور کن بدون تو حتی یک لحظه هم نمی تونم زندگی کنم, تو واسم همه دنیا هستی....(جمله عاشقانه : فدات شم  عزیزم خیلی خیلی دوستت دارم)

10.    عشق از دید کسی که بار اولش نیست که عاشق میشه: عزیزم خیلی دوستت دارم, باور کن شب ها به خاطر تو با پای برهنه می خوابم....(جمله عاشقانه : آه عزیزم دیرم شده باید برم)

11.    عشق از دید یک راننده : رادیات (رادیاتور) عشق من از برات جوش آمده , باور نداری بر آمپرم بنگر.....(جمله عاشقانه : عیزم دوست دار.... بو بو بوغ غ غ)

12.    عشق از دید بعضی ها : آه ..یعنی خدایا میشه بیآد خواستگاریم؟....(جمله عاشقانه : یا شابدالعظیم 1000 تومن نذرت  می کنم اگه بیآد خواستگاریم)

13.    به دلیل نحسی از نوشتن معذوریم (جمله عاشقانه: حتی شما دوست عزیز)

14.    عشق از دید ارازل و اوباش : عشق مشغ سیخی چند بابا, برو بچه سوسول دلت خوشه, خونه خالی نداری ....(جمله عاشقانه :بو بوغ غ ... خانم بیا بالا خوش میگذره)

15.    عشق از دید یک مهندس الکترونیک :  عشق همان دوست داشتن است وقتی در av open loop ضرب می شود, البته در این حالت انسان به صورت غیر خطی عمل می کند. ( جمله عاشقانه :عزیزم تو منو در وسط منحنی مشخصه بایاس کردی )

16.     عشق از دید بابام : آخه پسر ,عشق واست نون و آب میشه؟....حالا بگو ببینم پدرش چه کارست؟ (جمله عاشقانه :برو با دختر حاج آقا ازدواج کن)

17.    عشق از دید مادر ها : وا مگه تو امسال کنکور نداری؟ عشق باشه واسه بعد. مگه تو امسال فلان نداری ؟ عشق باشه واسه بعد.. مگه تو امسال بهمان نداری؟ عشق باشه واسه بعد...(جمله عاشقانه: باشه واسه بعد)

 

کثافتها کثافت بازی حال میده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

بازم سلام نمیدونم وقتی مطالب وبلاگ منو می خونید چه حسی بهتون دست میده شاید اگه دخترا بخونن بامن هم عقیده باشن و مطمئن مطمئنم که 90درصد پسرایی که این مطالبو بخونن بهم فحش میدن ولی اصلا اصلا برام مهم نیست به نظر من همه پسرا میکروبن یه میکروبی که از ظاهر قشگ و مهربونن ولی درباطن کثیف و نجس .

من شخصا وقتی می بینمشون حال تهوع میگیرم حالا دلیل اینکه چرا انقدر از پسرا متنفرم بماند نمیدونم چرا بعضی دخترها از این پسرا برا چی خوششون میاد  به نظرمن اینجوردخترا میکروب پرستن.

به نظرمن از 100 درصدازپسرای ایرونی 10درصدشون خوبنok

وبقیه چی؟!

80درصد کجا برن ، برن تو سطل زباله.همین؟؟؟!!!

آره همین.

وای وای وای چقدر چندشن وقتی میرم بیرون به کارای این میکروبا خندم میگیره اون وقته که فکر میکنن من ازشون خوشم میاد اون وقت اگه چیزی بگن با پاشنه کفش من طرفن همین و بس......

 

 حالا اینجارو داشته باشید

 

اگه کشور ما ایرون پیشرفت نکرده همش تقصیر این آتیش گرفته ها میکروباست  خوب وقتی جای میکروب باشه تمام نظم اون قسمت بهم میخوره و نظم کشور ما تا نسل این میکروبا کم نشه بهم ریخته و پراز آشوبه

تازه آخرش همه چی میفته گردن دخترای بی زبون که گول این میکروبارو میخوره

وتقصیر این میکروب پرستاهم هستا گفته باشم آخه آدم عاقل

آدم درست به پسر جماعت رو میده آخه خ ره آدم به میکروب دل میبنده،عاشقش میشه؟؟!!!

 

تاحالا جمله به این خنده دارتر شنیده بودید عاشق شدن به یه میکروب

 

 

 

به نظر من تو دختر خوب راحتی میتونی عاشق بشی من خودم الان نامزد دارم و خیلی هم دوستش دارم ولی اول شناختمش و بعد باهاش دیدیدیری کردم

 

 

 

 

من وقتی میرم چت همه میکروبها از یه چیز صحبت میکنن s.e.x

ومنم از اینجور آدما متنفرم.

از یکی شنیدم میگفت مرداو پسرا چه گناهی کردن ؟!

خوب غریضه شونه گفتم

گ ه خوریای اضافه مگه حیوونن که غریضه داشته باشن خیرسر باباشون غلط کردن وقتی میبینن اینجوری برن زن بگیرن چرا باآبرو دخترای مردم بازی میکنن چه غلطا!!!!!!!!!!!!!!

با یه پسره چت میکردم یه پارچه آقاه هنوزم باهاش رابطه دارم مثل داداشم میمونه چقدر خوبه چقدر فهمیده است این ازاون 10درصیه که جریانشو براتون تعریف کردم به،خدا گفتم:آخه چرا  همه پسرا مثل سعید فرشته نیستن.

وبعداز کمی فکر به این نتیجه رسیدم سعید خودش خواسته خوب باشه واونایی که میکروبن خودشون خواستن اینجوری باشن

 

 

شنیدید میگن:

 

عشق پسرا مثل آدامس میمونه  اولش شیرینو لذت بخش وآخرش تلخ  ودور ا نداختنی

 

  

شاهرخ خان عزیزم همزاد عشقم

با تو نبودم با نامزدم که کپه شاهرخ خان بودم آخه کی میتونه میکروبایی مثل شمارو دوست داشته باشه

 

واقعا راست گفته هرکی گفته:

گربمیرد پسری از قبر او روید گلی

                                   گر بمیرندپسران دنیاگلستان میشود

 

خوب من باید برم آخه نصفه شبه...........

 

 

ساعت:1:16  نصفه شب   دوشنبه 87/4/31

 

 

Bay Bay

 

Love my.m

 

 

سلام بر وفای سگ و بی وفای پسر

 

 

خداییش اگه پسرها  در سنین طفولیت کمی شیر سگ می نوشیدند بد .... نبود !؟

ولی حیف در این زمانه شیر سگ هم گیر نمیاد

خطاب به اون آقایونی  که الان داره یا یه چیزی میگه یا فحش می ده عرض کنم :

نه مادخترها هیچ احتیاجی به شیر سگ نداریم چون خودمون پروتئین تو بدنمون هست اون پروتئین هم توش وفاست ، هم توش صفاست و هم توش زندگی موج می زنه

برای همینم شما ها خودتون رو به هر زور و زحمتی که هست خودتون بکشید تا خودتونو کمی با محبت نشون بدی واینکه  از این مادۀ پروتئینی ما رو تک بزنین .

 

 

مرگ برپسر اشتباست

                      چون لایق مرگ هم نیست

آنتی دختر صحبت می کنه :

واژه مرگ واژه جالبی نیست .

ولی من عاشق مرگم چون مرگ رو متولد شدن می دونم .

و ارزش مرگ را بیشتر از آن می دانم که برای پسرا آرزو کنم .

پس منتظر می مانیم تا ریشه کن شدنشان را یک به یک ببینیم .

پس در انتظار آن روز آهسته قدم بر می داریم تا جهانی بدون پسر را

تجربه کنیم و می کنیم ...

 

آرزوی مرگ هم برایت زیاد است  

مرام و معرفت مال دختراست ولی پسرها؟؟؟

رگ غیرت مال دخترهاست ولی پسرها ؟؟؟

گوه خوردن زیاد کارپسرهاست ولی دخترها ؟؟؟

ریدن به زندگی کارپسرهاست ولی دخترها؟؟؟

تیشه به ریشه زدن کارپسرهاست ولی دخترها؟؟؟

ریشه ی اصلی زندگی -زن ، پس مردا چین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ای ول دوستان به بنده اشاره می کنن که بنده آماری رو به عرضتون برسونم :

بله  - آمار پسران کونی که دست به خودکشی میزنن ر در ایران :

هر 12 دقیقه یک پسر به علت هایی که در ذیل به عرضتون می رسونم به خودکشی دست میزنن :

عوامل ناشی از خودکشی پسران عبارتند از :

 

1-            نداشتن موبایل

 

2-                     نداشتن ماشین آخر سیستم با  اسپرت کردن کامل ماشین

3-            نداشتن خانه برای بردن دختران و.........

۴-      نداشتن امکاناتی چون .... خوشگل بودن خوش هیکل بودن

 و...........................................

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چرا؟    چرا هم خودتو که ارزش خاصی هم نداری اذیت می کنی و هم چند صد نفر   دیگر و ...........

تا حالا فکر کردین که همین میکروبی که دست به خودکشی میزنه قبلش می تونه زندگی چند تا جوون رو به گند و کثافتی که خودش توش گیر کرده بکشونه   

نه! نه؟! فکر نکردین چون فقط تعصبات بچگونه هنوز تو وجودتونه و داره کل بدنتونو هم به گند و کثافت    می کشه  تعصباتتون چیه ( نه پسرا فلانن پسرها فلان جورن دخترا اینور پسرها اونور )همیشه خودمون نخواستیم خودمون رو تصحیح کنیم اشکالات خودمون رو در دیگران یافت می کنیم

حالا بزارین بهتون بگم ضررهای  وجود میکروب ها چگونه است :

پارتی های متفاوت دعوت می شه و گند و کثافت به بار میاره (پارتی داریم تا پارتی من خودمم سه بار تا حالا پارتی گرفتم ولی تو هیچ کدوم کار به خرید قرص  ضد حاملی گیو که پسرا دخترارو گول میزنن  و دعوا و  ....... نکشیده  ولی زیاد هم جالب نبود ها در حد متوسط بود )

یه دوست پیدا می کنن ( پسرا رو میگم) به الواتی می کشنش - سیگاریش می کنن  

خیلی از ما دخترها افراطی هستیم و خیلی دیگر تفریطی ، یا زیاد از حد بالا میبریم و یا زیاد از حد پایین می آوریم ، نه نه نه ......... ؟! بد فكر نكنين منظورم شلوار نيست منظورم پسرها هستند

سلام بر ضد احمقا

 

.

هميشه تقصير دخترها بودست و بس ، چرا ؟

در این دنیا یک سری موجوداتی وجود دارند که حکمت خلقتشونو فقط خدا می دونه.

هرچی دانشمنده ، فیلسوفه ، خداشناسه روی این خلقت زور زدند فکر کردند که چی شد که خدا یه همچین موجودی آفرید به هیچ نتیجه ای نرسیدند. این موجود جنس مذکره که امروز می خوام از کودکی تا بزرگسالی را براتون بگم.  

تا وقتی که بچه اند با هر نه نه قمری بازی می کنند.یه کم که بزرگ میشند و میرند مدرسه تازه یاد می گیرند که با غریبه ها حرف نزنند یه کم که بزرگتر میشند (حدود سن 13 تا 15 سال) تا یه دختر میبینن نزدیک برن تو کون طرف. بعد که با یکی دوست شدند فوری ظرف نیم ساعت عاشق میشند البته از عشق هیچی نمی دونند و حالیشون نیست و آگاهی اونا از عشق در حد دیدن چندتا فیلم هندی و سریالهای  صدا و سیماست که بیننده هاشون فقط خوداشونند. وقتی میرند دبیرستان  و چندتا پشم تو خودشون می بینن فکر میکنن که دیگه مردی شدن واسه خودشون و سریع به فکر زن گرفتن میفتن البته تو همو سنین . تو این دوره خیلی خوش بینند چون فکر میکنند که خوش هیکل و خوشگل هستند.

بعد از دبیرستان یه عده میرن دانشگاه که فعلا با با اونا کاری ندارم یه عده هم هستند که ازدواج می کنند و یه عده دیگه هم که معمولا از قشر بدترکیب هستند

وقتی به سن 30 سال میرسند  ازدواج میکنند وقتی به 40 سال میرسند وارد پست وزارت جنگ خانواده میشند و خونه را به پادگان تبدیل میکنند و با سلاح نق و نوق رو مخ زناشونو مانور میدند و رژه مرند.

. سن که از 50 رفت بالا .... ؟؟؟؟؟

ولش کن از اینجا به بعدش دیگه شوخی بردار نیست فوق العاده خطرناکه تا همینجاشم کلی دشمن برا خودم درست کردم . تا یه عده قصد جون منو نکردند بهتره که خداحافظی کنم .

-         بای بای

 

چهارشنبه

2/5/87

ساعت:2:28

بعدازظهر

 

 

 

بازم سلام

 

 

سلامی به گرمیه آفتاب سوزان آبادان، جایی که خیلی تعریف شنیدم از معرفتشون. تهرونیا که معرفت ندارن ولی با چند نفر که برخورد داشتم وآبادانی بودن خیلی بامرامو خوب بودن همشونم پسر بودن مثلا همین داداش ما سعید آبادانیه گل گل

امروز میخوام درباره چیزهای بهتر صحبت کنم یکم مسئله رو منطقیش کنم میخوام یکم از بدوبیارا گفتن از میکروبها در بیام پس بسم الله :

واقعا نمیدونم چندنفرتون پیش خودتون این سوالو میکنید که چرااااااا؟؟؟ انقدر نفرت برای چی؟ نمیدونم

از وقتی به دنیا اومدم در گوشم خوندن دختر، پسرا نامردن، بی معرفتن

از پسرا برامن یه غول ساختن یه غول بزرگ میگفتند:

پسرا فقط تورو برا یه چیز میخوان(سکس) همینو بس

ولی مگه من حرف تو گوشم میرفت یکی نبود این وسط بهم بگه آخه همشونم که نه اینارو واسه تو خر میگن که یه موقع باپسری نری رفیغ شی!!!!!!!!!

من عاشق شخصیت این پسرا بودم فقط دوست داشتم هم صحبت جنس مخالفم باشم و با محدودیتهای فراوان به مقصودم میرسیدم البته در حد فامیل

ازنشستن تو جمع هم جنسام به غیراز دوستای صمیمیم متنفر بودم والان هم متنفرم فکرنکنید که الان میرم  تو.... زنا، نه اصلا هم

تا اینکه.....

یکی در حقم حد نامردی رو به علا رسونداونوقت بود که...........

واقعا به حرف کسایی که بهم اون حرفارو میزدن رسیدم همونایی که  تریپ نصیحت برمیداشتن که دختر: به حرفه پسرا اعتماد نکن یه موقع دیدی که!!!!!!!

شاید خیلی برا شما سخت باشه که بعداز   6سال رفاقت عاشقانه طرفو هرروزبا یه دختر تو پارکا ببینید

حتما اگه از این دخترای میکروب پرست بودن میرفتن یخه طرفو میگرفتنو میگفتن (فقط یه کلمه بهم بگموتا  برم چرا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟) وضرتی میزنن زیر گریه حالا بپرس من چیکار کردم دست پسرای مختلفو میگرفتم وجلوی اون رول عاشقارو بازی میکردم حالا اون پسره که فکر میکرد من واقعا دارم بهش میگم دوست دارم خرکیف میشد بعضی هاشونم که یا میرفتن تو کما یا یه هفته هنگ میکردند

تازه میدونی طرف کیه منه زیاد مشتاق نباش پسر خالم نیست همسایمونه

پسرخالم نامزدمه مه مه مه مه!!!!!!!!!!!

حالا بعداز اینکه من طرفو با دختر دیدم خواستم برای اینکه کثافت بودن همشون بهم ثابت شه دست به کارهای مختلف و جالبی زدم پیش خودم گفتم سامانتا بعداز این آشقال دوباره  خرنشی باز از اول شروع کنی؟

با چندنفر رفیق شدم ببینم حرفای اونا مثل این یکی میکروبه است دیدم به به  اینا بدترازاون، اون بدتراز اینا

گفتم حالا برم چت ببینم اونجا میکروبا چه گهی میخورن دیدم یک جوری ابراز علاقه میکنن هرکی نبینه فکر میکنه این سالهاست دنبال گمشده شه والا به خدا البته به غیراز داداشم سعیدجون

تا اینکه فهمیدم یکی هست که از بچه گی منو دوست داره و بدون این نازواداهایی که میکروب پرستا برا میکروبا در میارن نشستم سر سفره عقد وبعدشم

بادابادا مبارک بادا ایشاالله مبارک بادا آه دست دست بیا وسط همه قدوبالای تو رعنارو بنازم.................

 

ضمنا بگم عشق من بااین میکروبها فرق میکنه !!!!!!!!!!

تازه من قبول دارم که بعضی دخترها هم نجسن به قول یه بنده خداییمیگفت)Lالبته خودشم پسربود) که این پسرا هر غلطی و کثافت کاری میکنن یکی هم که واقعا خوبه باید به آتیش اون کارایی که از روی سرگرمی یا  هوس کردن بسوزیم

از قدیم راست گفتن که تروخشک باید باهم بسوزند راست گفتن

خوب چه خبرحالتون خوبه ؟منم خوبم میکروبا چطورند؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب من باید برم دوباره دیر شد الان طرف منو میکشه آخه قراره بریم بیرون خوب تابعد

بای بای

2/5/87

ساعت:11:55 صبح

درحال حاضرشدن به سوی بیرون

خداحافظ تا فردا

بای بای

 

 

انواع دختر :

 

۱۳ ساله :کوچولو بامزه

۱۷ ساله: اوج زیبایی

۲۲ ساله :حرف ندارن

۲۹ ساله :عالی

۳۵ ساله :برا شوهراشون خوردنی

۴۵ ساله :غرغرو

۵۵ ساله : مهربون

 

انواعپسرها :

 

13 ساله :بچه  ننه

17ساله: اوج شهوت

22ساله:ازخودراضی

29ساله :مغروراز باهال بودن خودشون

35ساله: همسری وفادار (البته رول بازی میکنند)

45ساله: پدری وظیفه شناس(البته بازم  رول بازی میکنند)

55 ساله: دیگه شوخی بردار نیست یه بار که بهتون گفته بودم

 

 

 


+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 18:53  توسط سامانتا   |